" لاک پشتها هم پرواز مي کنند " سومين و کامل ترين بخش از سه گانه " کردستان " بهمن قبادي است. قبادي در اين فيلم جنگ آمريکا و عراق را بهانه قرار داده و در بطن اين اتفاق ملتهب، به رابطه عاشقانه اي خيره مي شود که سرانجام تلخي آن را پايان مي دهد.
در ابتداي فيلم آگرين،  دختر چهارده ساله که لب پرتگاه ايستاده و قصد خودکشي دارد، لحظه اي به پشت سرش نگاهي مي اندازد.دوربين قطع مي شود به نمايي از درياچه. باز دوباره به آگرين بر مي گرديم. او خود را از پرتگاه به پايين پرت مي کند.سومين فيلم بهمن قبادي اينچنين آغاز مي شود. يک شروع محکم و کوبنده که نفس بيننده را در سينه اش براي مدتي حبس مي کند. در ادامه به گذشته نه چندان دور - شايد دو سه هفته قبل - بر مي گرديم و با پسري به نام سوران که به ستلايت معروف است آشنا مي شويم که کارش نصب آنتن تلويزيون و ماهواره در اردوگاه پناهندگان کردهاي عراقي در مرز ترکيه است. فصل معرفي اردوگاه و کردها و ستلايت، شکل و شمايلي طنزگونه و مستند دارد. اما از جايي که آگرين با پسر حرام زاده اش که در حلبچه و توسط گروهي از سربازان عراقي به دنيا آمده و هنگاو، برادر بي دست اش که قدرت پيشگويي دارد وارد قصه مي شوند، درام فيلم شکل مي گيرد.قبادي که يک سوم فيلم اش را مستندگونه آغاز کرده بود يکبار و با چرخشي حساب شده، آگاهانه به شخصيت هاي منتخبش نزديک مي شود. آغاز اين نزديکي و تمرکز فصل آشنايي سوران و آگرين است. کشمکش سوران با خودش براي نزديک شدن به آگرين و کشمکش آگرين با خودش بر سر خلاص شدن از دست خودش و پسرش درام اصلي فيلم را با گرمايي هر چه تمامتر شکل مي دهد. قبادي از دل پس زمينه خشن
ي چون جنگ عراق و آمريکا، پيش زمينه اي خشن تر خلق مي کند که طرفينش نوجواناني بيش نيستند.
قبادي در سومين فيلم بلند خود، هر چه در چنته داشته رو کرده است. داشته هاي قبادي در " لاک پشتها هم پرواز مي کنند "  مثال زدني است. تنها شايد بازي گرفتن از نوجواناني که دو نفر از آنها نقص جسماني دارند قطعا وقت و زمان و توان بسيار زيادي از قبادي گرفته است. اما وقتي نتيجه کار چنين ديدني و تحسين برانگيز باشد، آن تلاش به دل مي نشيند. هم به دل قبادي، هم به دل بيننده ها.
فيلم فصل هاي تکان دهنده و ماندگار زيادي دارد. نگاه کنيد به فصل ميدان مين و تقلاي سوران که مي خواهد پسر آگرين را نجات دهد. تعليق موجود در اين فصل بيننده را روي صندلي ميخکوب مي کند. همينطور فصل مرگ پسر آگرين در کف درياچه که چه مظلوم آرام گرفته است. يا فصل درد دل هاي دو نفره آگرين و برادرش و ...
" لاک پشتها هم پرواز مي کنند " نماينده ايران در اسکار 2005 بوده است. با توجه به اين که قبادي در آخرين فيلمش چندان دل خوشي از حضور آمريکا در عراق نداشته ، اما فيلم قبل از آنکه ضدآمريکايي باشد (که نيست) ضد رژيم صدام است.نمايش فيلم لاک پشتها به مردم انگليس نشان مي دهد که خوشحالي ها وميگساري ايام کريسمس و سال جديد ميلادي نبايد مانع فراموشي رنجهاي ناشي از اشغال عراق شود. روزنامه هاي انگليسي با انتشار يادداشت هايي درباره فيلم "لاک پشتها پرواز مي کنند" به استقبال نمايش عمومي فيلم جديد "بهمن قبادي" در لندن رفتند. "نايجل اندروز" نويسنده سينمايي روزنامه "فايننشال تايمز فيلم تازه قبادي را اثري بيدارکننده و تلاشي براي بيداري اخلاقي واحساسي در دنيايي همواره در معرض خطر توصيف کرد. "نمايش فيلم لاک پشتها به مردم انگليس نشان مي دهد که خوشحالي ها وميگساري ايام کريسمس و سال جديد ميلادي نبايد مانع فراموشي رنجهاي ناشي از اشغال عراق شود."اندروز اضافه کرد: در نگاه قبادي کودکان معصوم نماد مردم عراق هستند که در نبرد با مينهاي ضدنفر با پيچيدگي هاي تسليحاتي غرب درگيرند. فايننشال تايمز نوشت : قبادي مي داند که "جنگ" سوررآل ترين درام است و هر واقعيتي مي تواند وارونه و مغشوش باشد. روزنامه "ديلي تلگراف" هم گزارش خود را درباره فيلم لاک پشتها پروازمي کنند با اين نقل قول از قبادي آغاز کرد: من از سرزمين قصه هاي ناگفته مي آيم .
دراين يادداشت که با گفت وگويي از قبادي آميخته ، عنوان شده است : لاک پشتها نخستين فيلم سينمايي ساخته شده در عراق پس از سقوط "صدام حسين" است ، اگر اين ويژگي هم نبود اين اثر همچنان فيلمي استثنايي به شمار مي رفت .
ديلي تلگراف اضافه کرد: اين فيلم درباره روح انساني و قدرت ما براي زنده ماندن با همه محدوديتها است.