همکلاسی  بی نقطه من

گفتند، نقطه فقط حرف ما را صدا دار میکند ،اما بی هیچ نقطهای،هزاران صدا میشود فریاد زد.از من،از تو ،از اینکه بی هیچ کلاسی همکلاسی شدیم،یا از آن همه کلاسی که رفتیم و همکلاسی نشدیم. اما همکلاسی، اینبار حرف های من، همه نقطه دار است.الان وقتش است که نگاهتو عوض کنی!چون زمانه عوض شدو نقطه ها،برای حرف ها صدا نمی آورند،بلکه دریچه ای می شوند برای نفس کشیدن واژه ها.واژه هایی که بر زبان احساس را بیان میکنند.می بینی همکلاسی ،تمام واژه ها،دریچه ای برای نفس کشیدن دارد،اما تو همکلاسی با این همه واژه و دریچه حرف نمی زنی،نفست را حبس کردی...روزگار غریبی است هم کلاسی.سکوت هم غریبه است.فریاد هم از آن آشناهایی است که میگوید:هر چه کرد او کرد...   همکلاسی،نگاهت مثل سلامت بی صداست اما فریادش ...

... و تو به هيچ نمي خنديدي

                           

               نه به آن راز عجيب

 

                  نه به آن ماهي پير

 

                      نه به آن سرو چموش

 

                          نه به آن چلچله كه مي خنيديد با خنده باد

 

نه به آن تكه زمين كه مي رفت از ياد،

 

نه به من خنديدي

 

        نه به آن روز قشنگ

 

نه به آن لحظه كه من از وحشت مرگ به تو مي خنديدم

 

و تو  به هيچ نمي خنديدي

 

                        و همين بود كه مرا می خنداند

 

                        و همين بود كه شد خاطره بودن تو

 

                        كه تو نخنديدی و من از ته دل خنديدم ..............

 

***

 

و تو رفتي و من هنوز همانجا هستم

 

                       همانجا كه دستم به جرم چيدن سيب تنها ماند

 

تو رفتي من هنوز هم می خندم

                       كه چه كودكانه به آمدنت دل بستم................ .

 

هم کلاسی بی نقطه من

گفتند، نقطه فقط حرف ما را صدا دار میکند ،اما بی هیچ نقطهای،هزاران صدا میشود فریاد زد.از من،از تو ،از اینکه بی هیچ کلاسی همکلاسی شدیم،یا از آن همه کلاسی که رفتیم و همکلاسی نشدیم.

اما همکلاسی، اینبار حرف های من، همه نقطه دار است.الان وقتش است که نگاهتو عوض کنی!چون زمانه عوض شدو نقطه ها،برای حرف ها صدا نمی آورند،بلکه دریچه ای می شوند برای نفس کشیدن واژه ها.واژه هایی که بر زبان احساس را بیان میکنند.

می بینی همکلاسی ،تمام واژه ها،دریچه ای برای نفس کشیدن دارد،اما تو همکلاسی با این همه واژه و دریچه حرف نمی زنی،نفست را حبس کردی...

روزگار غریبی است هم کلاسی.سکوت هم غریبه است.فریاد هم از آن آشناهایی است که میگوید:هر چه کرد او کرد...

همکلاسی،نگاهت مثل سلامت بی صداست اما فریادش ...