شهید آوینی : «توسعه» از اولین رهآوردهای غربزدگی در کشور ماست!1
«توسعه» در فرهنگ امروزی ما شاید از نظر لفظ تازه باشد اما از نظر معنا تازه نیست. این معنا اگر نخستین سوغات غرب برای ما نباشد، از اولین رهآوردهای غربگرایی و غربزدگی در کشور ماست.
لفظ «ترقی»(١) از اولین کلماتی است که فرنگرفتههای ما از نخستین روزهای آشنایی با غرب برای توصیف آن دیار به کار بردهاند. «ممالک راقیه» ـ که به معنای کشورهای مترقی و پیشرفته است ـ با آنکه سالهاست از زبان و فرهنگ عام ما حذف شده، اما هنوز هم در اذهان ما چندان غریب و نامأنوس نیست.(٢)
برای دریافت معنای توسعه باید مفهوم این کلمه (ترقی) را دریافت، چرا که اصولاً همین اندیشهی ترقی اجتنابناپذیر بشر است که مبنای توسعهی تمدن کنونی بشر در ابعاد مادی و حیوانی وجود او قرار گرفته است.
پیش از آنکه به مفهوم کلمهی ترقی در تفکر غربی بپردازیم، از آنجا که بسیاری از برادران سادهدل مسلمان ما لفظ توسعه(3) یا ترقی را با معنای رشد و تعالی در قرآن مرادف میگیرند و بر مبنای همین برداشت سادهلوحانه دربارهی اندیشهی ترقی و توسعه در اسلام نظر میدهند، باید به تحقیق در معنای «رشد» و «تکامل و تعالی» در قرآن بپردازیم.
لفظ «رشد» و ترکیبات مختلف آن مجموعاً نوزده بار در قرآن مجید آمده است و آیهی مبارکهای که بیشتر از دیگران مورد استناد قرار گرفته آیهی ٢٥٦ از سورهی «بقره» است که «رشد» را صراحتاً در مقابل «غی» قرار داده است: لا اکراه فی الدین قد تبین الرشد من الغی(4). راه رشد (سبیل الرشاد)(5) راهی است که انسان را به سوی علت غایی وجود خویش و آن هدف خاصی که از آفرینش بشر مقصود پروردگار متعال بوده است هدایت میکند و آن را «راه صلاح» ترجمه کردهاند. با این ترتیب، این کلمه هرگز به معنای توسعه یا ترقی نیست، هر چند از وجهی که بیان خواهد شد به تعالی و تکامل تاریخی بشر نیز اشاره دارد؛ اما عجالتاً از این لفظ و مشتقات آن در قرآن مجید معنایی که دلالت بر ترقی و توسعه ـ به مفهوم فرنگی آن ـ داشته باشد مقصود نشده است.
خود لفظ توسعه نیز مصدر ثلاثی از ریشهی «وسع» و به معنای ایجاد وسع و فراخی است و با صرف نظر از اینکه این کلمه در قرآن وجود داشته باشد یا نه، خود این لفظ ترجمهای است از یک کلمهی فرنگی (development) و جست و جوی آن در قرآن هیچ مناسبتی ندارد. باید به سراغ معنای آن رفت و تحقیق کرد که آیا قرآن مجید این معنا را تأیید میفرماید یا نه، و آیا در این جهت ما را راهنمایی فرموده است یا خیر پیش از ادامهی مطلب باید این تذکر عنوان شود که قرآن مجید نازلهی مقام علمی پروردگار و عصارهی عالم وجود است و اینچنین، بدون تردید مطلبی نیست که در آن قابل جست و جو و تحقیق نباشد؛ منتها برداشت از قرآن نیاز به مقدمات و شرایطی دارد که بدون این شرایط و مقدمات هرگز نمیتوان در آن دریای بیکرانه قدم گذاشت.
منظور از «توسعه» در جهان امروز، صرفاً توسعهی اقتصادی با معیارها و موازینی خاص است و اگر گاهی سخن از «توسعهی فرهنگی» هم به میان بیاید مقصود آن فرهنگی است که در خدمت «توسعهی اقتصادی» قرار دارد. چنانکه وقتی سخن از آموزش نیز گفته میشود هرگز آن آموزش عام که ما از این کلمه ادراک میکنیم مورد نظر نیست بلکه منظور آموزش متد و ابزار توسعه (در همان وجه خاص) است نه چیز دیگر.
دربارهی اینکه میزان این توسعهی اقتصادی چیست و چگونه است که جهان بر اساس این میزان خاص به جوامع «توسعه یافته» و «توسعه نیافته» تقسیم میشود، در فصلهای بعدی این کتاب به بحث خواهیم پرداخت. اما عجالتاً به تحقیق در مفهوم اجمالی توسعه ـ که ایجاد فراخی و رفاه بیشتر در زندگی مادی انسان و پیشبرد او در جهت تمتع هر چه بیشتر از مواهب طبیعی باشد ـ میپردازیم.
در غرب همواره برای تفهیم ضرورت توسعه، دو تصویر برای انسان میسازند و او را وا میدارند که این دو تصویر را با یکدیگر قیاس کند: تصویر اول جامعهای انسانی را نمایش میدهد که در محیطهای روستایی کثیف، بدون بهداشت و لوازم اولیهی زندگی، در جنگ با عوامل ناسازگار طبیعی مثل سیل و قحطی و فرسایش خاک و اسیر امراضی مثل مالاریا، سل، تراخم و سیاه زخم، همراه با فقر غذایی و بیسوادی و جهالت و بلاهت، در خوف دائم از عواملی که علل آنها را نمیشناسد و بر سبیل خرافهپرستی ریشهی آنها را در مبادی غیبی جست و جو میکند، به سر میبرد. تصویر دوم جامعهی انسانی دیگری را نشان میدهد که در شهری صنعتی یا نیمهصنعتی، برخوردار از بهداشت و ارتباط فردی و جمعی ـ که از غلبهی او بر طبیعت و تسخیر آن حکایت دارد ـ در وضعیتی مطلوب که بر طبق بیان آمارهای رسمی مرگ و میر در آن به حداقل رسیده و دیگر نشانی از مالاریا، سل، تراخم، سیاه زخم و فقر ویتامین و پروتئین بر جای نمانده، هوشیار و آگاه، بهرهمند از همهی امکانات آموزشی، بدون ترس و خوف، مطمئن و متکی به نفس در جهانی که همهی قوانین آن را و علل حوادث آن را میشناسد، زندگی میکند.(6)
__________________
ای خداوند! به علمای ما مسئوليت،
و به عوام ما علم، و به مؤمنان ما روشنايی،
و به روشنفكران ما ايمان، و به متعصبين ما فهم،
و به فهميدگان ما تعصب، و به زنان ما شعور، و به مردان ما شرف،
دكـتر شهید علی شریعتی
ای خداوند! به علمای ما مسئوليت،
و به عوام ما علم، و به مؤمنان ما روشنايی،
و به روشنفكران ما ايمان، و به متعصبين ما فهم،
و به فهميدگان ما تعصب، و به زنان ما شعور، و به مردان ما شرف،
دكـتر شهید علی شریعتی
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم آذر ۱۳۸۶ ساعت 20:53 توسط 13
|